مرتضى مطهرى
248
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تاريك است و روشن نيست و همين تاريكى موجب شده كه دانشمندان متحير شوند و نظريهء ارسطو را در باب عقل و حس ، مختلف تقرير كنند ، بعضى او را حسى بدانند و بعضى عقلى و بعضى او را در اين مسأله متهم به تذبذب كنند . ما در آخر اين مقدمه در اين باره باز سخن خواهيم گفت . حكماى اسلامى اين دانشمندان غالباً از نظريهء ارسطو در باب كيفيت حصول علم و معرفت پيروى نمودهاند و هر دو قسمت نظريهء ارسطو را كه در بالا شرح داديم پذيرفتهاند يعنى از طرفى اعتراف دارند كه نفس انسان در حال كودكى در حال قوه و استعداد محض است و لوح بى نقشى است كه فقط استعداد پذيرفتن نقوش را دارد و بالفعل واجد هيچ معلوم و معقولى نيست ، و از طرف ديگر ادراكات جزئى حسى را مقدم بر ادراكات كلى عقلى مىشمارند ، به اضافهء اينكه آن قسمت مهم كه در نظريهء ارسطو تاريك و مبهم است در نظريه دانشمندان اسلامى روشن است زيرا اين دانشمندان تصريح كردهاند كه تمام تصورات بديهيهء عقليه امورى انتزاعى هستند كه عقل آنها را از معانى حسيه انتزاع كرده است ، چيزى كه هست اين است كه فرق است بين انتزاع مفاهيم كلى كه منطبق به محسوسات مىشود از قبيل مفهوم انسان و مفهوم اسب و مفهوم درخت و بين انتزاع بديهيات اوليه و مفاهيم عامه از قبيل مفهوم وجود و عدم و وحدت و كثرت و ضرورت و امكان و امتناع و آن فرق اين است كه انتزاع دستهء اول مستقيماً از راه تجريد و تعميم جزئيات محسوسه براى عقل حاصل شده است ولى دستهء دوم از دستهء اول به نحو ديگرى انتزاع شده است و به عبارت ديگر دستهء اول عيناً همان صور محسوسه هستند كه از راه يكى از حواس وارد ذهن شدهاند و سپس عقل با قوهء تجريدى كه دارد از آن صور محسوسه يك معناى كلى ساخته ولى دستهء دوم مستقيماً از راه حواس وارد ذهن نشدهاند بلكه ذهن پس از واجد شدن صور حسيه با يك نوع فعاليت خاصى و با يك ترتيب خاصى اين مفاهيم را از آن صور حسيه انتزاع مىكند ، لهذا دستهء اول در اصطلاح فلسفه « معقولات اوليه » و دستهء دوم كه متكى به دستهء اول هستند « معقولات ثانيه » خوانده مىشوند ، و همين معقولات ثانيهء فلسفى است كه بديهيات اوليهء منطق و موضوعات غالب مسائل فلسفهء اولى را تشكيل